تبليغاتX
...وخدایی که دراین نزدیکی است
...وخدایی که دراین نزدیکی است
 
       

zendegimo dos daram!.vali ba hoviyate khodam dargiri daram!....rom nemishe

dastamo begiram samte khoda!.chon kheyli kasifanan!...hamash donbale ye

moghaser migardam!.ba inke hichkariyo hal nemikone!...hadafamo to zendegi

 baraye khodam mossakhas kardam!.ama ......rahesh kheyli dore!.zamone

 dare hamamono sost onsor mikone!!!.khastam az gozarondane 4 fasle

tekrariye sal!!!.kheyli khaste!.ki mitone be harat gosh bede!!!?az tahe ghaaalb!

کيک بهشتي مادربزرگ

پسر کوچکي براي مادربزرگش توضيح مي دهدکه چگونه همه چيزايراد دارد:


مدرسه،خانواده،دوستان و...


مادربزرگ که مشغول پخنن کيک است،از پسر کوچولو مي پرسدکه کيک دوست دارد؟


وپاسخ پسر کوچولو البته مثبت است.


- روغن چطور؟


- نه!


- و حالا دو تا تخم مرغ.؟


-نه مادربزرگ


- آرد چي؟ از آرد خوشت مي آيد؟ جوش شيرين چطور؟


- نه مادربزرگ! حالم از همه شان به هم ميخورد
-
بله، همه ي اين چيز ها به تنهايي بد به نظر مي رسند . اما وقتي به درستي با هم مخلوط شوند، يک

کيک خوشمزه درست مي شود . خداوند هم به همين ترتيب عمل ميکند.خيلي از اوقات تعجب مي کنيم

 که چراخداوند بايد بگذارد ما چنين دوران سختي را بگذرانيم.اما او ميداند که وقتي همه ي اين سختي

ها را بدرستي در کنار هم قرار دهد،نتيجه هميشه خوب است.ما تنها بايد به او اعتماد کنيم در نهايت

همه ي اين پيشامد ها با هم به يک نتيجه ي فوق العاده مي رسند .

شعر کوتاه و ساده زیر  توسط يك كودك آفريقايي  در حالی سروده شده است که نامزد دريافت جايزه بهترين شعر سال 2005 شد.

When I born, I Black
When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black,
When I scared, I Black,
When I sick, I Black,
And when I die, I still black.

And you White fellow, 
When you born, you pink

When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red,
When you cold, you blue,
When you scared, you yellow,
When you sick, you Green,
And when you die, you Gray
And you calling me colored

 

وقتي به دنيا ميام، سياهم،

 وقتي بزرگ ميشم، سياهم،

وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم،

 وقتي مي ترسم، سياهم،

وقتي مريض ميشم، سياهم،

وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم

و تو، آدم سفيد!

وقتي به دنيا مياي، صورتي اي،

 وقتي بزرگ ميشي، سفيدي

وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي،

وقتي سردت ميشه، آبي اي،

وقتي مي ترسي، زردي،

وقتي مريض ميشي، سبزي،

و وقتي مي ميري، خاکستري اي

و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟ 

 

خدايا..........

  

خدايا... هدايتم کن که ظلم نکنم، زيرا مي دانم که ظلم گناهي است نابخشودني


خدايا...  ياريم کن تا دروغ نگويم، زيرا دروغ ظلم کثيفي است

خدايا... محتاجم نکن که به کسي  تهمت  بزنم زيرا تهمت خيانت ظالمانه اي است

خدايا... مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده کنم

خدايا... من کوچکم، ضعيفم ،ناچيزم ، پرکاهي در مقابل طوفان ها هستم

به من ديده اي عبرت بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را به راستي بفهمم و به درستي تدبير کنم

خدايا... دلم از ظلم و ستم گرفته است تو را به عدالتت سوگند مي دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار مده

خدايا... دلي شکسته دارم. ياورم باش تا دلي را نشکنم

خدايا... به سوي تو مي آيم از عالم و عالميان بريده ام و ميترسم

خدايا... من همچون کودکي هستم بيپناه و درمانده

در آغوش مهربان تو

اما همواره دور از دلهره و تشويش

چون شک ندارم تو همچون مادري مهربان ياورم هستي

 

و هيچگاه تنهايم نميگذاري

 تنهاييم را تو پر کن، بي کسيم را تو کس باش و بي پناهيم را تو پناه

 

خدايا ياريم كن تا تب آرمانهاي جوانيم را نسوزاند.

 

خدايا مرا از شر ذربين ها برهان تا هر چيز و هر كس را همانقدر كه هست باور كنم.


به من خودداري عطا كن تا آتش خشمم گلستان بخشش باشد و سينه ام قبرستان خواهش


خدايا كمكم كن آيينه ي تو باشم نه دگران…


دستم را بگير تا هيچگاه آرزوي برگشتن از راه رفته را نكنم


پايم را ببند كه به بيراه ي خود خواهي و جهل نروم


زبانم را بدوز تا حماقت نكنم


چشمم را بگير كه جز تو نبينم


خدايا اگر نردباني شده ام تا ستاره هاي كوچك را به آسمان برسانم


ياريم كن تا آسمان قد بكشم نه تا نيمه ي راه ...


و اگر در دستان من قدرت رساندن نيست... مرا از توهم توانستن بيدار كن.

خدايا! خوب مي دانم مرا تنها نمي خواهي

 خدايا ! راست مي گويي غريب اين زمين خاكيت جز تو كه را دارد ؟ مرا ميهمان دنياي خودت كردي

كريما ! تو پذيرايي از ميهمان خود را خوب مي داني تو صاحبخانه خوبم !

تو ظرف خالي ميهمان خود را دوست داري ؟

 خداوندا! مرا جز تو خدايي نيست و مي دانم تو نوميدي ما اميدواران خودت را بر نمي تابي اگر برگردم از پيش تو با دستان خالي منكرانت شاد مي گردند .

خدا یا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

خدایا

از عشق امروز من

                     چیزی برای فردا بگذار

نگاهی،

           یادی،

                تصویری،

                          خاطره ای......!

                                       برای آن هنگام که فراموش خواهیم کرد

که...

                                           روزگاری چقدر "عاشق" بودیم!

                                          

 

تولدت مبارک............ آجی نازنينم

عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه = my darling my gift for you is that I love you more than the whole world.

زندگیم با بودنت درست مثله بهشته = my life with you in it, is better than hope of heaven.

تو خونه سبد سبد گلهای سرخ ومیخک = the house is filled with bouquet after bouquet of rose and lily

عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک = my darling, I love you…happy birthday.

              همیشه بخشنده باش

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند

 

                                     " عشق بورز به آنها که دلت را شکستند "

 

دعا کن برای آنها که نفرینت کردند

 

                                        " درخت باش به رغم تبرها "

 

بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست .


سلام .اسم من هانیه است .خیلی ممنون که بهم سرزدین .امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.همیشه سبز باشین
توی دنیا دونفرباش یکی برای خودت و یکی برای دیگری برای خودت زندگی کن و برای دیگری زندگی باش.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388

پیوندها
تنهاترين عاشق
دلنوشته هاي خاطر
آزناز
نيلوفر
دانيال
سحر
مرتضي
تنها ترين دختر دنيا
فناوري
~'"*"'~ArMeNaN ~'"*"'~
سايت استاد عيسي زاده
عاشقانه(فرزاد)
بچه هاي بهونه
چت روم
آي خنده خنده خنده
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ

JavaScript Codes